على گيلانى

10

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

در بيمارىهاى حاده بوى خوش شنود دانند كه وقت موت نزديك رسيده است رعاف علاج آن آب سرد بر پيشانى ريزند و آب كشنيز و سماق و همچنين شياف ماميثا و كافور و افيون و گلنار و فتيله بسياهى كاتبان آغشته كرده در بينى چكانند و قدرى كافور درين روغن‌ها نمايند و سرگين خر را بيفشارند و آبى كه از آن برآيد در بينى چكانند فورترين علاج بود جهة رعاف بستن بغايت بغايت است انگشت كوچك از جانب مخالف رعاف و شاخ حجامت بر جگر و سپرز ماندن مفيد است و گاه از گرمى و خشكى بود اين علاجها مفيد نيايد روغن بادام روغن كدو خشك كرده در بينى چكانند و بر سر بمالند مفيد آيد و مكرر چكانند و اگر قدرى كافور درين روغن‌ها حل كرده چكانند بغايت نافع است و زود بر طرف شود قروح الانف اين دارو در قروح بينى بغايت الغايت نافع است بگيرند روغن بادام يك مثقال و موم روغن سازند بعد از آن بگيرند بنفشه يك مثقال و تخم بهى يك مثقال در آب خوب بپزند و بدست بمالند و لعاب آن را به اين موم روغن جمع كرده باز اندكى بجوشانند و جراحت بينى را به آن بمالند كه بغايت نافع و مجرب است ايضا مريض هر صبح كه از خواب برخيزد به آب مضمضهء خود استنشاق كند هفت روز كه جراحت كهنه و تازه را كه در بينى بود بر طرف سازد و استنشاق به بول سگ زرد قروح تازه و كهنه را بغايت نافع است زكام و نزله كه از كثرة رطوبت بلغمى و سوداوى روز اول فلونياى كهنه و مثروديطوس و ترياق بود تا منع طغيان كند و بعد از آن منضج به او دهند كه به آسانى دفع شود تفتيح مسام كنند كه بخار از آن راه مندفع شود و شربتى كه از بنفشه و عناب و مويز و انجير پخته باشند جهة تفتيح خوب است و بابونه و شبت و اكليل الملك و مرزنگوش و بنفشه و خطمى